قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2687
تاريخ الفي ( فارسى )
از شما بود اينك بىمعاونت و استظهار ما دفع ايشان نموده بر همگنان ظاهر سازيد . القصّه ، چون شدّت عصبيّت آن طايفه به جايى رسيد كه نزديك بود كه فرنگيان شرف المعالى را دستگير نمايد ، شرف المعالى از ميانهء آن طايفه بيرون آمده به جانب مصر رفته حقيقت حال را به عرض پدر خود رسانيد و پدرش ، امير أفضل ، فى الحال پسر ديگر خود سناء الملك [ حسين ] را با جماعتى از امرا ، كه يكى از آنها جمال الملك والى عسقلان بود ، به جنگ فرنگ فرستاد . سناء الملك ، چون به حوالى عسقلان رسيد ، كس پيش اتابك طغدكين فرستاده پيغام داد كه : از آن جانب بايد كه سپاه شما متوجّه جنگ فرنگ شوند و از اين جانب ، سپاه ما كه بهاتّفاق و استظهار يكديگر ، اين كفّار برگشتهروزگار را از ميانه بيرون كنيم . طغدكين اسپهبد صباوه را با سه هزار سوار به امداد سناء الملك نامزد فرمود و سناء الملك خود با پنج هزار سوار جرّار مصرى متوجّه حرب بعدوبن فرنگ ، صاحب بيت المقدّس ، شده در ما بين مدينهء عسقلان و مدينهء يافا « 1 » ، تلاقى فريقين روى نمود و آتش جدال و قتال زبانه كشيدن گرفت ؛ چنانچه در معركه هزار و دويست نفر از فرنگ و برابر همين از اهل اسلام به قتل رسيد و جمال الملك امير عسقلان را در معركه كشتند . آخر الأمر ، هيچ يك بر ديگرى دست نيافته به جانب ولايت خود مراجعت نمودند و اسپهبد صباوه نيز از سناء الملك رخصت گرفته به جانب دمشق رفت . در اين محاربه ، جمعى كثير از مسلمانان مثل بلتاش بن تتش ، كه از طغدكين گريخته پناه به بغدوبن فرنگى برده بود ، و با سپاه فرنگ همراه بود و از قبل ايشان با مسلمانان جنگ مىكرد . نعوذ باللّه من شرر انفسنا و من سيّئات اعمالنا « 2 » . و از جمله وقايع اين سال آنكه جمعى از تركمانان ، كه در راه عراق و خراسان قبل از اين گاهگاه رهزنى مىكردند و اموال و اسباب متردّدين را به زور مىگرفتند امّا بر قتل كسى اقدام نمىنمودند ، دليرى نموده شروع در قتل كردند و جمعى كثير از متردّدين آن راه را به قتل رسانيدند . چون اين خبر ، به سمع سلطان محمّد رسيد ، امير ايلغازى ، شحنهء بغداد ، را در آن باب معاتب داشته در دفع ايشان مبالغهء تمام فرمود . امير ايلغازى برادرزادهء خود ، ملك بن بهرام بن ارتق ، را به دفع ايشان نامزد فرمود و ملك بن بهرام به آن حدود رسيده آنچنان گوشمالى به آن جماعت داد كه مطلقا از ايشان بعد از آن ، حركت ناشايستهاى به ظهور نرسيد . چون بندگان ملك بن بهرام را خاطر از ممرّ آن تركمانان فارغ و مطمئن گشت با لشكرى
--> ( 1 ) . ق : نافا . ( 2 ) . از بدكردارى و بدرفتاريهاى خود به خدا پناه مىبريم . - و .